روزی گردانیدن
مترادفها
روزی دادن، امرار معاش کردن، امرار زندگی کردن
متضادها
بیکار ماندن، بی روزی
لغت نامه دهخدا
روزی گردانیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) قسمت کردن: گفت الهی این خانه را شهر ایمن گردان و اهل این شهر را از میوه ها روزی گردان. ( قصص الانبیاء ).
فرهنگ فارسی
قسمت کردن