روز گذاشتن
مترادفها
تأخیر کردن، پشت گوش انداختن
متضادها
انجام دادن، پیش انداختن
لغت نامه دهخدا
روز گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) وقت گذرانیدن. گذراندن روز.
فرهنگ فارسی
وفت گذرانیدن گذراندن روز
تأخیر کردن، پشت گوش انداختن
انجام دادن، پیش انداختن
روز گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) وقت گذرانیدن. گذراندن روز.
وفت گذرانیدن گذراندن روز