باقی گذاشتن

لغت نامه دهخدا

باقی گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بجا ماندن و برقرار گذاشتن چیزی را. ( ناظم الاطباء ). برجای نهادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بجا ماندن بر قرار گذاشتن.

جمله سازی با باقی گذاشتن

💡 تفاوت موجود در بازی میسر در مکانی است که فقط یک پشته با اندازه ۲ یا بیشتر وجود دارد. نقشه بازی عادی کاهش آن به اندازه ۰ و ۱ و باقی گذاشتن تعداد زوجی از پشته‌های با اندازه ۱ است در حالی که نقشه بازی میسر برای انجام خلاف این است. از آن به بعد حرکات به زور انجام می‌شوند یعنی حق انتخابی ندارند.

💡 در مجموع، با باقی گذاشتن ۵۵ لشکر و ۱۵۰۰ هواگرد در مناطق دیگر، ۷۳٫۶ درصد از نیروی زمینی و ۵۸٫۳ درصد از نیروی هوایی آلمان در هنگام آغاز عملیات بارباروسا بدین منظور به‌کار گرفته شدند.

💡 این نوع پول دیجیتالی خصوصیت مخفی بودن هویت فرد مالک آن را دربردارد و از این لحاظ درست مانند پول کاغذی سنتی، عمل می‌کند. هنگامی که پول دیجیتالی از حسابی برداشت می‌شود، بدون باقی گذاشتن هیچ اثری می‌توان آن را خرج کرد و با توجه به این نکته که هنگام ایجاد کردن پول دیجیتالی از امضاهای نامشخص استفاده می‌شود، امکان پیگیری آن برای هیچ بانکی وجود ندارد.

💡 وقتی بازی به صورت میسر انجام می‌شود سیاست نیم فقط وقتی که حرکت بازی عادی، پشته‌هایی با اندازه ۲ یا بزرگتر ایجاد نمی‌کند فرق می‌کند. در این مورد حرکت صحیح حرکتی است که تعداد فردی پشته با اندازه باقی بگذارد. (در بازی عادی حرکت صحیح باقی گذاشتن تعداد زوجی از این پشته هاست)

دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز