لغت نامه دهخدا
رتاء. [ رَت ْ تا ] ( ع ص ) مؤنث اَرَت. زن گنگلاج. ( ناظم الاطباء ). زنی که گرفتگی زبان داشته باشد. ( از اقرب الموارد ).
رتاء. [ رَت ْ تا ] ( ع ص ) مؤنث اَرَت. زن گنگلاج. ( ناظم الاطباء ). زنی که گرفتگی زبان داشته باشد. ( از اقرب الموارد ).