لغت نامه دهخدا
ذوجدر. [ ج َ ] ( اِخ )چراگاهی است بر شش میلی مدینة بناحیت قبا. یاقوت گوید: کانت فیها لقاح رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و سلم، تروح علیه، الی ان اغیر علیها. واخذت. و القصة مشهورة.
ذوجدر. [ ج َ ] ( اِخ )چراگاهی است بر شش میلی مدینة بناحیت قبا. یاقوت گوید: کانت فیها لقاح رسول اﷲ صلی اﷲ علیه و سلم، تروح علیه، الی ان اغیر علیها. واخذت. و القصة مشهورة.