لغت نامه دهخدا
ذوالسن. [ ذُس ْ س ِ ] ( اِخ ) لقب پسر صوان بن عبدشمس. || و لقب پسروثن بجلی از آنروی که او را دندان زائد بود. || و در حاشیه المرصع آمده است: نام پدر ذیهمیربن ذی السن بن وثن بن اصغربن عمروبن جلیحةبن لوی بن بکربن ثعلبة است.
ذوالسن. [ ذُس ْ س ِ ] ( اِخ ) لقب پسر صوان بن عبدشمس. || و لقب پسروثن بجلی از آنروی که او را دندان زائد بود. || و در حاشیه المرصع آمده است: نام پدر ذیهمیربن ذی السن بن وثن بن اصغربن عمروبن جلیحةبن لوی بن بکربن ثعلبة است.