لغت نامه دهخدا
ذات الرعد. [ تُرْ رَ ] ( ع اِ مرکب ) جنگ. حرب. شر و شدّت. و در مثل است: جاءَ بذات الرعد و الصلیل، یعنی برپا کرد فتنه و شر را چنانکه ابر رعد و برق تولید کند. و صلیل صوت شدید باشد. ( المرصع ).
ذات الرعد. [ تُرْ رَ ] ( ع اِ مرکب ) جنگ. حرب. شر و شدّت. و در مثل است: جاءَ بذات الرعد و الصلیل، یعنی برپا کرد فتنه و شر را چنانکه ابر رعد و برق تولید کند. و صلیل صوت شدید باشد. ( المرصع ).
جنگ حرب. شر و شدت.