لغت نامه دهخدا
ذات الدخول. [ تُدْ دَ ] ( اِخ ) پشته و زمین فرازی به دیار بنی سلیم:
قعدت له ذات العشاء و دونه
شماریخ من ذات الدخول و منکب.( از المرصع ).
ذات الدخول. [ تُدْ دَ ] ( اِخ ) پشته و زمین فرازی به دیار بنی سلیم:
قعدت له ذات العشاء و دونه
شماریخ من ذات الدخول و منکب.( از المرصع ).
پشته و زمین فرازی بدیار بنی سلیم.