اعنه

لغت نامه دهخدا

( اعنة ) اعنة. [ اَ ع ِن ْ ن َ ] ( ع اِ ) ج ِ عِنان، دوال لگام که بدان اسب و ستور را بازدارند. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ). آنچه از لگام بر دو طرف گردن یعنی راست و چپ چارپای قرار گیرد و بدان ستور را بازدارند. ( از اقرب الموارد ).
- اعنةالخیل؛ منصبی بوده است در عرب و متصدی این شغل اسبان مردم قریش را در جنگ نگهداری کرده و اداره امور مرکبها زیر نظر او بود. ( از تاریخ تمدن جرجی زیدان ج 1 ص 20 ).
- ممسک الاعنة؛ نام صورتی از صور فلکی. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ممسک شود.

فرهنگ عمید

= عنان

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع عنان لگامها دهانه ها افسارها دوالها.

جمله سازی با اعنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اللّهم و مد فى عمره و زد فى اجله و اعنه على ما اوليته واسترعيته وزد فى كرامتك لهفانّه الهادى المهدى والقائم المهتدى الطاهر التقى الزكى النقى الرضى المرضىالصابر المجتهد الشكور.

💡 اللهم فاوزع لواليك شكر ما انعمت به عليه... و آته من لدنك سلطنا نصيرا و افتحله فتحا يسيرا و اعنه بركنك الاعز، واشدد ازره...

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز