دور اندیشگی

مترادف‌ها

آینده‌نگری، دوراندیشی

متضادها

کوتاه‌بینی، بی‌تدبیری

لغت نامه دهخدا

دوراندیشگی. [ اَ ش َ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) دوراندیشی. مآل اندیشی. عاقبت بینی. عاقبت اندیشی. تدبیر و پیش بینی پایان کار. ( یادداشت مؤلف ): چون رکن الدین از دوراندیشگی تقاعد می نمود. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). رجوع به دوراندیش و دوراندیشی شود.

فرهنگ فارسی

دور اندیشی. عاقبت.

جمله سازی با دور اندیشگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یک مدیر موفق باید با استفاده از دور اندیشگی خود، تمام خطرات احتمالی را در آینده پیش‌بینی کرده و برای مقابله با آن‌ها برنامه‌های بسیار دقیق و عملیاتی تدوین نماید.

💡 دور اندیشگی در مدیریت منابع مالی باعث می‌شود که خانواده‌ها در شرایط بحرانی و ناگهانی دچار مشکلات جدی نشده و بتوانند نیازهای ضروری خود را تامین کنند.

💡 سیاست‌گذاران باید با نگاهی مبتنی بر دور اندیشگی، راهکارهایی را برای حفظ سلامت محیط زیست و منابع طبیعی در دهه‌های آینده برای نسل‌های بعدی طراحی کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران