درغو
لغت نامه دهخدا
درغو. [ دُ ] ( اِ ) فضله و پس مانده از حلوا که در سبو باقی مانده باشد. ( آنندراج ) ( از شعوری ).
فرهنگ فارسی
فضله و پس مانده از حلوا که در سبو باقی مانده باشد
درغو. [ دُ ] ( اِ ) فضله و پس مانده از حلوا که در سبو باقی مانده باشد. ( آنندراج ) ( از شعوری ).
فضله و پس مانده از حلوا که در سبو باقی مانده باشد