ته مانده

لغت نامه دهخدا

ته مانده. [ ت َه ْ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) آنچه از خوردن باقی بماند. ( آنندراج ). آنچه از طعام در خوان باقی ماند. ( ناظم الاطباء ). آنچه باقی ماند از چیزی. پس مانده. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
از جام لب چون غیر را بخشی شراب همدمی
در کام تلخ ما چکان ته مانده ٔآن جام را.الهی قمی ( از آنندراج ).- ته مانده خوار؛ ته مانده خور. پس مانده خور. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ته و ترکیبهای آن شود.

فرهنگ عمید

باقی ماندۀ چیزی، اندکی از چیزی که به جامانده باشد.

فرهنگ فارسی

آنچه از خوردن باقی بماند آنچه از طعام در خوان باقی ماند

ویکی واژه

scarto

جمله سازی با ته مانده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش چوگان حادثات فلک باز سر گشته مانده چون گویم

💡 علت این اختلال ناشناخته مانده است. یک تئوری علت ان را ناتوانی عصبی مغز در ترسیم و درک فرم کامل بدن و گنجاندن عضو یا اعضاء مذکور در زمره اعضاء بدن بیان می‌کند.

💡 باشگاه رئال مادرید اسپانیا پس از پیروزی چهار بر صفر مقابل اسپانیول، چهار هفته مانده به پایان لالیگا، برای سی و پنجمین بار، با سرمربی‌گری آنچلوتی عنوان قهرمانی لیگ اسپانیا را به نام خود زد.

💡 رازی در سال ۳۱۳ (قمری) (۳۰۴ خورشیدی) در ری درگذشت. مکان اصلی آرامگاه رازی تا امروز ناشناخته مانده است.

💡 هنگامی که رنگ چهره ی مرد زرد گردد و مویش بسپیدی گراید، روزگاران گوارایش ناگوار می گردد. ته مانده ی کارها را دیگر بگذار، نفس پرهیزگار هرگز مبادا بدآنها مشغول بود.

💡 ارگان والنسیان، بخشی از آناتومی یک زن از جنس ملوانک، که هدف از آن ناشناخته مانده‌است، نام او را گرفته‌است.

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز