دانسور

مترادف‌ها

دایناسور

لغت نامه دهخدا

دانسور.[ سُر ] ( فرانسوی، ص، اِ ) دوستدار رقص. رقصنده. رقاص. که رقاصی پیشه دارد.

جمله سازی با دانسور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشف بقایای جدید یک دناسور در بیابان‌های آفریقا، دانشمندان را درک جدیدی از نحوه زندگی و تکامل این موجودات عظیم در دوران گذشته داده است.

💡 موزه تاریخ طبیعی با نمایش مدل‌های بزرگ و دقیق از دناسورها، سعی می‌کند هیجان و کنجکاوی کودکان را نسبت به دنیای باستان برانگیزد.

💡 مطالعات علمی نشان می‌دهند که عوامل محیطی و تغییرات اقلیمی باعث انقراض گسترده دناسورها و تغییر مسیر تکامل موجودات زنده در زمین شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران