داحضه
کلمهی «داحضه» در زبان فارسی کمتر رایج است و معمولا در متون قدیمی یا متون فقهی و حقوقی دیده میشود. بر اساس منابع معنایی، «داحضه» به معنای باطل، بیاعتبار یا فاقد ارزش است. این واژه میتواند برای توصیف چیزی به کار رود که قانوناً، اخلاقاً یا عملاً صحیح و معتبر نیست.
بهعنوان مثال، در متون حقوقی ممکن است گفته شود: «این سند داحضه است»؛ یعنی سند فاقد اعتبار قانونی است و نمیتوان آن را معتبر دانست. در واقع، «داحضه» نشاندهنده وضعیت بیاعتباری یا عدم اثرگذاری یک چیز است.
در زندگی روزمره، این کلمه کمتر استفاده میشود و اغلب جایگزینهایی مانند «باطل»، «بیاعتبار» یا «ناسازگار» به کار میروند. با شناخت معنای آن، میتوان متون قدیمی یا متون تخصصی را راحتتر فهمید و از معادلهای مدرن آن برای بیان مفهوم استفاده کرد.
لغت نامه دهخدا
( داحضة ) داحضة. [ ح ِ ض َ ] ( ع ص ) تأنیث داحض. حجت باطل یعنی افزاینده: با ایشان قرعه زد از جمله مدحضان آمد و مغلوبان، من قولهم ادحضت حجته اذا ابطلتها. و منه قوله: حجتهم داحضة. ( قرآن 16/42 ). و اصله من دحضت رجله اذا زلقت. و منه قوله علیه السلام: یوم تدحض فیه الاقدام. ( تفسیر ابوالفتوح رازی چ 1 450 ).
فرهنگ فارسی
تانیث داحض
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی دَاحِضَةٌ: باطل کننده و زوال دهنده
ریشه کلمه:
دحض (۴ بار)