خیره گردانیدن
مترادفها
خیره کردن، مبهوت کردن، مات کردن
لغت نامه دهخدا
خیره گردانیدن. [ رَ / رِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان خاطر گردانیدن. متحیر کردن. حیران گردانیدن.
فرهنگ فارسی
پریشان خاطر گردانیدن متحیر کردن
خیره کردن، مبهوت کردن، مات کردن
خیره گردانیدن. [ رَ / رِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان خاطر گردانیدن. متحیر کردن. حیران گردانیدن.
پریشان خاطر گردانیدن متحیر کردن