خیره گردانیدن
مترادفها
خیره کردن، مبهوت کردن، مات کردن
لغت نامه دهخدا
خیره گردانیدن. [ رَ / رِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان خاطر گردانیدن. متحیر کردن. حیران گردانیدن.
فرهنگ فارسی
پریشان خاطر گردانیدن متحیر کردن
جمله سازی با خیره گردانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنرنمایی آن نوازنده جوان بر روی صحنه، با چنان دقت و ظرافتی انجام شد که توانست نگاه تمامی تماشاگران را خیره گردانیدن و جذب کند.
💡 زیبایی خیرهکننده منظره کوهستان در هنگام طلوع آفتاب، باعث شد که همه گردشگران را در سکوتی عمیق و حیرتزده خیره گردانیدن و میخکوب کند.
💡 او با آن سخنرانی پرشور و با اعتماد به نفس، توانست توجه همه حاضران در سالن را به سمت خود خیره گردانیدن و تحت تأثیر قرار دهد.