خیالیه
مترادفها
خیالی، وهمی
متضادها
واقعی، عینی، ملموس
لغت نامه دهخدا
( خیالیة ) خیالیة. [ خ َ لی ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث خیالی. منه:صور خیالیة؛ یعنی صورتهایی که در خیال نقش بندند.
فرهنگ فارسی
منسوب مونث خیالی
خیالی، وهمی
واقعی، عینی، ملموس
( خیالیة ) خیالیة. [ خ َ لی ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث خیالی. منه:صور خیالیة؛ یعنی صورتهایی که در خیال نقش بندند.
منسوب مونث خیالی