خششاء
مترادفها
خاشع، فروتن، گردنپای
متضادها
متکبر، مغرور
لغت نامه دهخدا
خششاء. [ خ ُ ش َ ] ( ع اِ ) استخوان برآمده پس گوش، خُشّاء. ( از منتهی الارب ).
خاشع، فروتن، گردنپای
متکبر، مغرور
خششاء. [ خ ُ ش َ ] ( ع اِ ) استخوان برآمده پس گوش، خُشّاء. ( از منتهی الارب ).