لغت نامه دهخدا
خزادجرد. [ خ َ ج ِ ] ( اِخ ) نام دهی بوده است: ابن مقفع گوید که این دیه را مردی از عجم نام او خرزاد بنا کرده است و او خرزادگرد نام نهاده است پس تخفیف کردند و گفتند خزادجرد. ( تاریخ قم ص 65 و ص 66 ).
خزادجرد. [ خ َ ج ِ ] ( اِخ ) نام دهی بوده است: ابن مقفع گوید که این دیه را مردی از عجم نام او خرزاد بنا کرده است و او خرزادگرد نام نهاده است پس تخفیف کردند و گفتند خزادجرد. ( تاریخ قم ص 65 و ص 66 ).