لغت نامه دهخدا
خریگوش. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) خرگوش. ( فرهنگ فارسی معین ).
خریگوش. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) خرگوش. ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) پستانداری است علفخوار جزو راست. جوندگان باندام گربه دارای گوشهای دراز و لبهای شکافدار. دستهای وی از پاها کوتاهتر است و بسیار تند میرود و آن دارای اقسامی است ارنب.