لغت نامه دهخدا
خریری. [ خ َ ] ( اِ ) چنگال عقاب سفید. اسطراغالس. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خریری. [ خ ُ رَ ] ( اِخ ) چاهی است در وادی الحسنین و آن یکی از آبشخورهای اجاءالعظام است بنابر قول نصر. ( از معجم البلدان یاقوت ).
خریری. [ خ َ ] ( اِ ) چنگال عقاب سفید. اسطراغالس. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خریری. [ خ ُ رَ ] ( اِخ ) چاهی است در وادی الحسنین و آن یکی از آبشخورهای اجاءالعظام است بنابر قول نصر. ( از معجم البلدان یاقوت ).