لغت نامه دهخدا
خرساب. [ خ َ ] ( اِخ ) شهرکی است [ در ماوراءالنهر بفرغانه ] با آبهای روان وگشادگی و نعمت بسیار و هوای درست. ( حدود العالم ).
خرساب. [ خ َ ] ( اِخ ) شهرکی است [ در ماوراءالنهر بفرغانه ] با آبهای روان وگشادگی و نعمت بسیار و هوای درست. ( حدود العالم ).