حیثما
مترادفها
هر جا، هر کجا
لغت نامه دهخدا
حیثما. [ ح َ ث ُ ] ( ع اِ مرکب ) هر جا. هر کجا. ( غیاث ) ( شرح نصاب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
هر جا. هر کجا.
هر جا، هر کجا
حیثما. [ ح َ ث ُ ] ( ع اِ مرکب ) هر جا. هر کجا. ( غیاث ) ( شرح نصاب ) ( آنندراج ).
هر جا. هر کجا.