حوق

در لغت عربی، «حوق» به معنای جماعت انبوه و جمع کثیر است و برای اشاره به گروه‌های بزرگ مردم یا اشیاء به کار می‌رود. در برخی منابع، «ترکت النخله حوقاً» به معنای بیخ شاخه‌های پیراسته باقی‌مانده بر تنه درخت آمده است. معنای دیگر این واژه احاطه کردن یا گرداگرد چیزی قرار گرفتن است، به طوری که شیء یا چیزی را به طور کامل در بر بگیرد. در برخی متون مصری و کهن، «حوق» به معنای روفتن خانه یا مالیدن و نرم کردن آمده است. همچنین در فرهنگ‌های فقهی و مهذب الاسماء، این کلمه به کناره حشفه و گرداگرد سر نر یا ختنه‌گاه اشاره دارد و جمع آن «احواق» است. این واژه می‌تواند به دوره یا حلقه‌ای که بر چیزی گرد احاطه دارد نیز دلالت کند. در کاربردهای قدیمی، «حوق» هم جنبه جمعی و هم جنبه موضعی و احاطه‌ای دارد و در متون پزشکی، فقهی و ادبی به کار رفته است.

لغت نامه دهخدا

حوق. [ ح َ ] ( ع اِ ) جماعت انبوه. ( منتهی الارب ). جمع کثیر. ( اقرب الموارد ). || ترکت النخلة حوقاً؛ بیخ شاخه های پیراسته باقیمانده بر تنه درخت. || گرداگرد سرنره. ( منتهی الارب ). رجوع به حوق بضم حاء شود. || ( مص ) روفتن خانه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). خانه رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || مالیدن و نرم و هموار ساختن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). محیق ومحوق نعت است از آن. ( منتهی الارب ). || احاطه کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
حوق. ( ع اِ ) کناره حشفه. ( مهذب الاسماء ). گرداگرد سر نره. و بفتح نیز آید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرداگرد سر قضیب. ختنه گاه. ج، احواق. ( مهذب الاسماء ). || گردگی نره. ( منتهی الارب ). || دوره ای که بر چیز گرد احاطه دارد. الاطار المحیط بالشی المستدیر حوله. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

کناره حشفه گرداگرد سر نره.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز