حزونت
مترادفها
غم، اندوه
متضادها
شادی، خوشی، مسرت، شادمانی
لغت نامه دهخدا
حزونت. [ ح ُ ن َ ] ( ع مص )درشت شدن جای و زمین. درشتی زمین. ( منتهی الارب ). خشونت در زمین. درشت شدن زمین. ( تاج المصادر بیهقی ).
غم، اندوه
شادی، خوشی، مسرت، شادمانی
حزونت. [ ح ُ ن َ ] ( ع مص )درشت شدن جای و زمین. درشتی زمین. ( منتهی الارب ). خشونت در زمین. درشت شدن زمین. ( تاج المصادر بیهقی ).