لغت نامه دهخدا
جذل کردن. [ ج َ ذَک َ دَ ] ( مص مرکب ) شادمانی کردن. شادی:
در دل تراهواست که با من جدل کنی
در دل مرا مراد که با تو جذل کنم.سوزنی.رجوع به جذل شود.
جذل کردن. [ ج َ ذَک َ دَ ] ( مص مرکب ) شادمانی کردن. شادی:
در دل تراهواست که با من جدل کنی
در دل مرا مراد که با تو جذل کنم.سوزنی.رجوع به جذل شود.