تهاون کردن

مترادف‌ها

سهل‌انگاری کردن، بی‌توجهی کردن، کوتاهی کردن

متضادها

دقت کردن، توجه کردن، مراقبت کردن

لغت نامه دهخدا

تهاون کردن. [ ت َوُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تحقیر کردن و اهانت نمودن و غفلت کردن. ( ناظم الاطباء ): گفتند بدین تهاون که بر ایشان کرد و بی نیازیی که از ایشان نمود همگان بصورت ملازمت کنند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 67 ).
کو تهاون کرد در تعظیمها
تا که زآن نسیان شد و سهو و خطا.مولوی.و از ادای خراج تقاعد می نمایند و تکاسل و تهاون می کنند. ( تاریخ قم ص 31 ). رجوع به تهاون شود.

فرهنگ فارسی

تحقیر کردن و اهانت نمودن و غفلت کردن

جمله سازی با تهاون کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مدیر شرکت به کارمندان هشدار داد که نباید در رعایت پروتکل‌های ایمنی و استانداردهای حفاظتی دچار هرگونه تهاون کردن در حین انجام پروژه‌های حساس شوند.

💡 اگر پزشک در تشخیص بیماری‌های پیچیده دچار تهاون کردن شود، ممکن است سلامت بیماران تحت درمان او به شدت آسیب دیده و عواقب جبران‌ناپذیری داشته باشد.

💡 بسیاری از حوادث ناگوار در جاده‌ها تنها به دلیل تهاون کردن رانندگان در رعایت سرعت مجاز و نادیده گرفتن علائم راهنمایی و رانندگی رخ می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران