تمییس
مترادفها
تمیز دادن، تشخیص، تفکیک
متضادها
یکسانسازی، خلط کردن
لغت نامه دهخدا
تمییس. [ ت َ ] ( ع مص ) دامن دراز کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تمیز دادن، تشخیص، تفکیک
یکسانسازی، خلط کردن
تمییس. [ ت َ ] ( ع مص ) دامن دراز کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).