فرهنگ معین
( ~. دَ. کِ دَ ) (مص ل. ) ۱ - خودداری کردن. ۲ - دوری کردن.
( ~. دَ. کِ دَ ) (مص ل. ) ۱ - خودداری کردن. ۲ - دوری کردن.
۱ - اجتناب کردن احتراز کردن. ۲ - اعراض کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن یار که عهد دوستداری بشکست میرفت و منش گرفته دامن در دست
💡 عاشق که پاره دامن در کوچه ها نیفتد گو گرد پا در آور دامن استقامت
💡 بين تپه ها، جلگه هاى نسبتاً هموارى وجود دارد كه دامن در آب فرات مى شويد.
💡 افسرده حزین، از چه کشی پای به دامن در راه خرابات چه دیدی که زیان داشت؟
💡 به مطلب میرساند وحشت از آفاق ورزبدن که دارد چیدن دامن درین گلزار گلچیدن