دامن گرد کردن
مترادفها
چرخاندن، گرداندن
متضادها
آرام کردن، تسکین دادن
فرهنگ معین
( ~. گِ. کَ دَ ) (مص ل. ) آماده شدن برای ترک کردن و رفتن.
ویکی واژه
آماده شدن برای ترک کردن و رفتن.
جمله سازی با دامن گرد کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 می کند تا دامن گردون ترشح خون دل بشکند از سنگ غم چون شیشهٔ اندیشه ام
💡 شدست دامن گردون بخون دل وادی که بعد ازو که بود در ره هدی هادی
💡 نوری که شب به دامن گردون فرو شود هر صبحدم تو را ز گریبان برآمده ست
💡 نگشت دامن گردی درین بیابان چاک درون نتاخت سواری درین جهان چالاک
💡 تیغ چو پر گل کند دامن گردان شود روح به باغ عدم بلبل دستانسرا
💡 ساقی آن می ده که عکس او به عکس آفتاب صبحدم خون شفق در دامن گردون کند
💡 خیاط با دقت بسیار زیادی شروع به دامن گرد کردن لباس کرد تا ظاهر آن در مراسم رسمی بسیار زیبا و بینقص به نظر برسد.
💡 برای طراحی یک لباس عروس مجلل، لازم است که متخصص پارچه مهارت زیادی در دامن گرد کردن و ایجاد چینهای ظریف و هنرمندانه داشته باشد.
💡 او در کلاس خیاطی یاد گرفت که چگونه با استفاده از روشهای مختلف، دامن گرد کردن لباسهای سنتی را به صورت حرفهای انجام دهد.