واژه «تلظی» مصدر عربی است که در متون لغوی و ادبی به چند معنا بهکار رفته است. مهمترین و اصلیترین معنای آن زبانه زدن و شعلهور شدن آتش است، به گونهای که شعلهها بالا میگیرند و شدت مییابند. از این معنا، کاربردی استعاری نیز پدید آمده و «تلظی» به برافروختن، تند شدن و خشمگین گشتن انسان یا حالت درونی او اطلاق شده است. افزون بر این، در برخی منابع لغوی، «تلظی» به معنای جنبیدن و پیچوتاب خوردن مار نیز آمده است که باز به نوعی حرکت تند و شدید اشاره دارد. این واژه در همه این معانی، مفهوم شدت، حرکت و فوران را در خود دارد. به همین سبب، «تلظی» هم در توصیف پدیدههای طبیعی مانند آتش و هم در بیان حالات روحی و رفتاری انسان بهکار میرود. در مجموع، این واژه بیانگر افروختگی، جوشش و شدت یافتن در حالت یا حرکت است.
تلظی
لغت نامه دهخدا
تلظی. [ ت َ ل َظْ ظی ] ( ع مص ) زبانه زدن آتش. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || برافروختن و خشمگین شدن. ( از اقرب الموارد ). || جنبیدن مار. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
زبانه زدن آتش. یا برافروختن و خشمگین شدن.