تقرین

لغت نامه دهخدا

تقرین. [ ت َ ] ( ع مص ) همبر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).با یکدیگر نزدیک گردانیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). با یکدیگر قرین کردن. ( زوزنی ) ( مجمل اللغة ). || چیزی به چیزی پیوستن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). یقال: قرنت الاساری فی الجبال مجهولاً؛ ای جمعت. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز