تضیق

لغت نامه دهخدا

تضیق. [ ت َ ض َی ْ ی ُ ] ( ع مص ) تنگ شدن. ( زوزنی ) ( آنندراج ). تنگ گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ضد اتساع. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

تنگ شدن. تنگ گردیدن

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز