تشح

لغت نامه دهخدا

تشح. [ ت َ ش َ ] ( ع اِ ) ترس و بیم بمعنی تشحه است. رجل اَتشح؛ مرد تشحه ناک. ( منتهی الارب ). مردی است بددل یا خشمناک یا پلیدنفس و حریص. تشح به تحریک مثل تشحه. ( از شرح قاموس ). || جدّ و حمیت. ( آنندراج ). رجوع به تشحه شود.

فرهنگ فارسی

ترس و بیم بمعنی تشحه است مرد تشحه ناک

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز