تداعب

لغت نامه دهخدا

تداعب. [ ت َ ع ُ ] ( ع مص ) با هم مزاح کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تمازح. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ): انه ُ لیتداعب علی الناس؛ ای یرکبهم بمزاح و خُیلاء و یغمّهم و لایسبّهم. ( اقرب الموارد ).

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز