لغت نامه دهخدا
تختیر. [ ت َ ] ( ع مص ) تباه کردن شراب، ذهن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خراب کردن شراب، کسی را. ( قطر المحیط ). تباه کردن شراب، کسی را و او را به حال سستی انداختن. ( اقرب الموارد ).
تختیر. [ ت َ ] ( ع مص ) تباه کردن شراب، ذهن کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خراب کردن شراب، کسی را. ( قطر المحیط ). تباه کردن شراب، کسی را و او را به حال سستی انداختن. ( اقرب الموارد ).