تخاطف
مترادفها
ربودن، چنگ زدن
متضادها
بخشیدن، دادن
لغت نامه دهخدا
تخاطف. [ ت َ طُ ] ( ع مص ) از یکدیگر ربودن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با تخاطف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از اعلام پایان ساعات کاری، نوعی تخاطف و هجوم شدید در میان خریداران برای تصاحب کالاهای ارزانقیمت در فروشگاهها مشاهده شد.
💡 در مناطقی که با کمبود شدید منابع غذایی مواجه هستند، گاهی تخاطف میان مردم برای دسترسی به کمکهای بشردوستانه باعث بروز درگیریهای لفظی میشود.
💡 شاهد تخاطف و رقابت شدید میان دانشآموزان برای گرفتن جوایز ویژه در مسابقه علمی بزرگ بودیم که هیجان زیادی در سالن ایجاد کرد.