تحرر

مترادف‌ها

آزادی، رهایی، استقلال

متضادها

اسارت، بندگی، قید و بند

لغت نامه دهخدا

تحرر. [ ت َ ح َرْ رُ ] ( ع مص ) آزاد گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تحرر بنده؛ آزاد گردیدن او. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).

فرهنگ معین

(تَ حَ رُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) آزاد گردیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آزاد گردیدن.

ویکی واژه

آزاد گردیدن.

جمله سازی با تحرر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تلاش‌های بی وقفه بجنگداران برای رسیدن به تحرر ملی، منجر به تغییرات گسترده‌ای در ساختار سیاسی و اجتماعی آن کشور شد.

💡 مفهوم تحرر در فلسفه سیاسی به معنای رهایی از قید و بندهای استبدادی و دستیابی به حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود است.

💡 بسیاری از نویسندگان بزرگ تاریخ، تحرر فکری و ذهنی را گام نخست و ضروری برای دستیابی به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی می‌دانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران