تحافی

لغت نامه دهخدا

تحافی. [ ت َ ] ( ع مص ) قضیه پیش حاکم بردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ترافع نزد سلطان بردن. ( ازاقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ): تحافینا الی السلطان؛ ای ترافعنا. ( منتهی الارب ). || نیکو شدن. || جدا شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

قضیه پیش حاکم بردن یا نیکو شدن یا جدا شدن.

مشیت یعنی چه؟
مشیت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز