تحاث

لغت نامه دهخدا

تحاث. [ت َ حاث ث ] ( ع مص ) برانگیخته شدن گروهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ): و لاتحاثون علی طعام المسکین؛ ای لاتحاضون. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || برانگیختن بعضی مر بعضی را بر کاری. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

برانگیخته شدن گروهی یا برانگیختن بعضی مر بعضی را بر کاری.

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز