تثقیف
مترادفها
آموزش، فرهنگسازی، تعلیم، پرورش
متضادها
جهل، بیسوادی
لغت نامه دهخدا
تثقیف. [ ت َ ]( ع مص ) راست کردن نیزه. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ) ( آنندراج ). راست کردن نیزه را به ثقاف. ( ازقطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تعلیم و تهذیب و تلطیف کودک را. ( قطر المحیط ).
فرهنگ معین
(تَ ) (مص م. ) راست کردن، بار آوردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) راست کردن پروردن بار آوردن.
ویکی واژه
راست کردن، بار آوردن.