تفضیض
مترادفها
برتری دادن، تمایز، تفکیک
متضادها
مساوات، عدالت، بیطرفی
لغت نامه دهخدا
تفضیض. [ ت َ ] ( ع مص ) به سیم کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). سیم کوب و سیم اندود کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از صراح ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - نقره کوب کردن، سیم اندود کردن. ۲ - آب نقره دادن.
ویکی واژه
نقره کوب کردن، سیم اندود کردن.
آب نقره دادن.