تأمل فرمودن
مترادفها
اندیشیدن، فکر کردن، تفکر کردن
متضادها
غفلت کردن
لغت نامه دهخدا
تأمل فرمودن. [ ت َ ءَم ْ م ُ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) تأمل کردن. نیک نگریستن: همچنان که در آداب درس من نظر میفرمایی در آداب نفس من نیز تأملی فرمای.( گلستان ). || کسی را به تأمل واداشتن و دستور دادن. رجوع به تأمل و سایر ترکیبات آن شود.
فرهنگ فارسی
تامل کردن نیک نگریستن
جمله سازی با تأمل فرمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف از برگزاری این سمینار علمی، فراهم کردن فضایی مناسب برای پژوهشگران جهت تأمل فرمودن بر روی پدیدههای پیچیده اجتماعی و فرهنگی در عصر حاضر است.
💡 او همیشه سعی میکرد در خلوت خود به مسائل عمیق زندگی و معنای واقعی خوشبختی برای تأمل فرمودن و یافتن پاسخهای تازه بپردازد.
💡 برای درک بهتر مفاهیم فلسفی پیچیده، دانشجویان باید ساعتها وقت خود را صرف تأمل فرمودن بر روی متون کلاسیک و نوشتههای بزرگان دانشگاهی کنند.