بلقعی

لغت نامه دهخدا

بلقعی. [ ب َ ق َ عی ی ]( ع ص ) سهم بلقعی؛ تیر صاف پیکان، همچنین است سنان بلقعی. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ).