لغت نامه دهخدا
بارجای. ( اِ مرکب ) رجوع به بارجا شود.
بارجای. ( اِ ) بخشش زمین دار زمین معینی را بیکی از کسان خود. ( ناظم الاطباء ).
بارجای. ( اِ مرکب ) رجوع به بارجا شود.
بارجای. ( اِ ) بخشش زمین دار زمین معینی را بیکی از کسان خود. ( ناظم الاطباء ).