لغت نامه دهخدا
بادفت. [ دَ ] ( اِ ) درخت معطر خوشبوئی. ( ناظم الاطباء ). درختی است که به وزش باد عطر خوب از آن متصاعد میشود. ( شعوری ):
پر از کوه و بیشه جزیری فراخ
جزیری همه عود و بادفت شاخ.اسدی ( از شعوری ).
بادفت. [ دَ ] ( اِ ) درخت معطر خوشبوئی. ( ناظم الاطباء ). درختی است که به وزش باد عطر خوب از آن متصاعد میشود. ( شعوری ):
پر از کوه و بیشه جزیری فراخ
جزیری همه عود و بادفت شاخ.اسدی ( از شعوری ).