باد گلو
مترادفها
گلو، حنجره، نای، مجرای تنفس
لغت نامه دهخدا
بادگلو. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) آروغ.آرغ. آروق. بادی که بصدا از گلو برآرند. در تداول مشهد و گناباد خراسان، اُرُغ. جُشاء. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
اروغ ارغ
گلو، حنجره، نای، مجرای تنفس
بادگلو. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) آروغ.آرغ. آروق. بادی که بصدا از گلو برآرند. در تداول مشهد و گناباد خراسان، اُرُغ. جُشاء. ( منتهی الارب ).
اروغ ارغ