لغت نامه دهخدا
( آییژ ) آییژ. [ یی ] ( اِ ) شراره. شرر آتش:
زآتش حسرت و آییژ حسد صد کرت
سوختی سینه بحرو دل کان آزردی.سراج الدین قمری.|| بویمادران. رجوع به ابیژ و آبید و اَبید شود. و البته یکی از این صور درست و باقی مصحف است.
( آییژ ) آییژ. [ یی ] ( اِ ) شراره. شرر آتش:
زآتش حسرت و آییژ حسد صد کرت
سوختی سینه بحرو دل کان آزردی.سراج الدین قمری.|| بویمادران. رجوع به ابیژ و آبید و اَبید شود. و البته یکی از این صور درست و باقی مصحف است.
( آییژ ) ( اِ. ) شراره، شرر آتش.
( آییژ ) = ابیز
( آییژ ) ( اسم ) شراره شرر آتش.
اسم: آییژ (دختر) (فارسی) (تلفظ: ayizh) (فارسی: آییژ) (انگلیسی: ayizh)
معنی: شراره، شراره آتش