ایینه ٔ چینی

مترادف‌ها

آینه چینی

لغت نامه دهخدا

( آیینه چینی ) آیینه چینی. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آینه چینی. و آن آیینه ای بوده است که از آهن و فولاد جوهردار می کرده اند. آینه حلبی. سجنجل. ( زمخشری ):
آن را که رسد از مرض لقوه گزند
باید که به یاد دارد از من این پند
آیینه چینی به نظر آورده
در خانه تاریک نشیند یک چند.یوسفی طبیب. || مجازاً، خورشید:
چو آیینه چینی آمد پدید
سکندر سپه را سوی چین کشید.نظامی.

فرهنگ فارسی

( آیینه چینی ) آینه چینی

جمله سازی با ایینه ٔ چینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در موزه‌های بزرگ جهان، برخی از قدیمی‌ترین نمونه‌های ایینه ٔ چینی نگهداری می‌شوند که نشان‌دهنده هنر فوق‌العاده و تکنولوژی پیشرفته فلزکاری در دوران باستان است.

💡 با بررسی دقیق سطح ایینه ٔ چینی که در حفاری‌های اخیر کشف شده، باستان‌شناسان دریافتند که این شیء بسیار باارزش متعلق به سلسله‌های قدیمی چین بوده است.

💡 بازتاب نور در سطح ایینه ٔ چینی باکیفیت، تجربه‌ای متفاوت از دیدن تصویر را فراهم می‌کند که نشان از دقت بالای صنعتگران در ساخت این اشیاء باستانی دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران