لغت نامه دهخدا
( آینه خاوری ) آینه خاوری. [ی ِ ن َ / ن ِ ی ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آفتاب.
( آینه خاوری ) آینه خاوری. [ی ِ ن َ / ن ِ ی ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آفتاب.
( آینه خاوری ) آفتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۷۱۷ قمری استندار شهریار چهارم به حکومت رستمدار رسید و در پی تازش به دیلم و شرق گیلان به بخش خاوری گیلان دست بافت.
💡 پیش که آسمان دهد زیب سریر خاوری خسرو شرق پا نهد بر سر تخت گوهری
💡 این منطقه دربرگیرندهٔ پادشاهی شاش (امروزه:تاشکند) در شمالغربی و دره فرغانه در شرق، هممرز با کوههای تین شان بود که پشت آن کاشغر، خاوریترین پایگاه امپراتوری چین قرار داشت.
💡 آفتابی تو ولیکن آفتاب دین و داد حاش لله گر چو تو هست آفتاب خاوری
💡 استان کالاسین از نظر تقسیمات کشوری بخشی از ناحیه شمال خاوری تایلند به حساب می آید. مرکز این استان شهر کالاسین است.
💡 بوذر وکیل خرج تو، سلمان رسیل درج تو گردون چه داند ارج تو؟ تو آفتاب خاوری