انشاب

لغت نامه دهخدا

انشاب. [ اِ ] ( ع مص ) بسته نمودن و آویخته گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بسته کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). اعلاق. ( از اقرب الموارد ). درآویختن. ( یادداشت مؤلف ). || ناروان ساختن. || سخت وزیدن باد و برداشتن خاک و سنگریزه را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تند وزیدن باد. انساب.( از اقرب الموارد ). || در دام آویختن شکاری شکار را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آویختن شکارچی شکار را در دام. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بسته نمودن و آویخته گردانیدن بسته کردن. یا ناروان ساختن. یا در دام آویختن شکاری شکار را. تند وزیدن باد.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز